غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
179
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
كه از كنار آب آمويه تا حدود مصر از قرى و مزارع هريك بيورت هركدام از هزارها خيل معول نزديك شد باسم اقطاع برايشان مسلم دارند تا متصرف شوند و احكام و شروط آن اقطاعات برين موجب است كه مشروح ميگردد اول آنكه از آن موضع آنچه باينجو و ديوان تعلق داشته باشد هرطايفه از رعايا كه از قديم الايام در آن اراضى زراعت ميكرده اند هم به آن قاعده عمل نمايند و واجبى آن را از روى راستى بچريك رسانند ديگر آنكه بايد كه لشگريان در املاك و آب و زمين ملاك و اوقاف اصلا دخل نكنند و از آنجا مال و جهات طلب ندارند ديگر آن كه آنچه از قراء و مزارع ديوانى باير باشد داخل يورت هريك از هزار ها شده باشد آن را بكوچ خود صالح زراعت گردانيده مزروع سازند و مجموع ارتقاعات آن را جهة خاصه خود تصرف نمايند ديگر آنكه اگر زمينى را كه چريك صالح زراعت ساخته باشد مالكى يا متولى پيدا شده حقيقت خود را بملكيت يا وقفيت ثابت سازد بايد كه آن مالك يا متولى ده يك از محصول آن بديوان جواب گويد و تتمه را با مزارعان مناصفه تقسيم نمايد ديگر بايد كه اصحاب اقطاع رعايا و مزارعان مواضع باير را در هرجا باشند بازگردانند تا مزرعهء قديمهء خود را بدستور سوابق ايام مزروع سازند و رعايا مواضع ديگر را نزد خود راه ندهند و حمايت نكنند و بدانند كه ايشان را بر رعيت زياده از آن حكم نيست كه مزارعان را بر مزروع ساختن مواضع معهوده باعث كردند و مال و متوجهات ديوانى را براستى بستانند و رعيتى كه استطاعت زراعت نداشته باشد بايد كه او را تكليف نكنند و رعايت حال مزارعان واجب دانند ديگر بايد كه چريك منصوره در قرى و مرارعى كه در جوار اراضى ايشان باشد اصلا مدخل ننمايند و زراعت نكنند و آنمقدار علفخوار كه چراگاه اغنام و عوامل و مواشى مردم آن مواضع را وافى باشد بازگذارند ديگر بايد كه از هرناحيهء كه باقطاع مقرر شده جماعتى از اهل خبرت باتفاق تبكچى كه تعيين يافته آن اقطاع را بقرعه درميان صدجات هزارها تقسيم نمايند و آن تبكچى حصهء هرصده و ده را از اراضى معموره و بايره مفرد ساخته نام بنام بر دفتر نويسد و يك نسخه بديوان اعلى آورده ديگرى بامير هزاره سپارد و دفاتر صدجات را بامراء صده دهد بعد از آن تبكچى عارض هرسال يكنوبت حال مردمى را كه نام ايشان بر دفتر مثبت باشد تفحص نمايد تا آنكس كه در زراعت اجتهاد نموده باشد رعايت يافته هركس كه تقصير ورزيده باشد مؤاخذ گردد ديگر بايد كه چريك اين اقطاع را كه بايشان عنايت فرمودهايم نفروشند و نبخشند و بانداقودانى و اقااينى تكلف نكنند و الا مجرم و كشتنى خواهند بود ديگر چون كسى كه اقطاع بنام او مقرر ساختهايم وفات يابد از پسران و برادران او يكى را قايممقام او سازند و نامش را بر دفتر ثبت كنند و اگر پسر و برادر نداشته باشد آن اقطاع را بنام غلام قديم او نويسند و اگر او را غلام نيز نبود درميان صده هركس قابليت داشته باشد آن اقطاع را بوى دهند و كسى كه يا ساق را ديگرگون كند امراء هزاره و صده او را گناهكار گردانيده اقطاع او را به كسى دهند كه كوچ تواند داد و نامش را بر دفتر نويسند و هرسال دفتر را بعرض رسانند و حكم فرموديم كه اگر مردم چريك از آنچه